كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
683
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي و آسان كن براى من كار مرا كه تبليغ رسالت است وَ احْلُلْ و بگشاى عُقْدَةً گره را مِنْ لِسانِي از زبان من يَفْقَهُوا قَوْلِي تا فهم كنند سخن مرا - آوردهاند كه روزى فرعون موسى را در حال طفوليت بر كنار داشت موسى ع دست بريش مرصع او دراز كرد و قدرى از ان بگرفت و بركند فرعون خشم گرفته بقتل او حكم كرد و آسيه خاتون رض عذرخواهى آغاز نموده فرمود كه اين كودك جوهر درخشان ديده بدان متوجه شد و اگر جمره آتش به بيند دست بدان خواهد رسانيد پس طشتى پرآتش و ظرفى پر از ياقوت پيش موسى ع آوردند جبرئيل دست وى را گرفته بسوى جمرات آتش برد جمره برداشته در دهن نهاد زبانش بسوخت و گرهى بر زبان بماند سخنش نيك مفهوم نمىشد اينجا درخواست كرد تا آن عقده منحل شود و ديگر گفت وَ اجْعَلْ لِي و گردان براى من يعنى مقرر كن وَزِيراً يارىدهنده و با ما بار بردارنده مِنْ أَهْلِي از كسان من هارُونَ أَخِي هارون برادر من اشْدُدْ بِهِ محكم كن بوى أَزْرِي پشت مرا وَ أَشْرِكْهُ و انباز كن او را فِي أَمْرِي در كار من يعنى شريك ساز او را در نبوت با من كَيْ نُسَبِّحَكَ تا ترا به پاكى ياد كنيم و نماز گذاريم ترا كَثِيراً بسيار وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً و ياد كنيم ترا به حمد و ثنا و دعاى بسيار إِنَّكَ كُنْتَ به درستى كه تو هستى بِنا بَصِيراً باحوال ما بينا يا تو دانائى بهآنچه صلاح مادر آنست قالَ قَدْ أُوتِيتَ گفت خداى كه به تحقيق داده شدى سُؤْلَكَ يا مُوسى مسئول و مطلوب خود را اى موسى يعنى هر چه خواستى به تو دادم وَ لَقَدْ مَنَنَّا و به درستى كه منت نهادهايم عَلَيْكَ بر تو و نعمت دادهايم ترا مَرَّةً أُخْرى در وقتى ديگر إِذْ أَوْحَيْنا چون وحى كرديم إِلى أُمِّكَ بسوى مادر تو ما يُوحى آنچه نتوان دانست مگر بوحى يعنى او را الهام داديم در وقتى كه ترا زاده بود و كسان فرعون در طلب پسران بودند كه بكشند و او به كار تو درمانده شد ما ملهم ساختيم او را يا بر زبان ملكى نه بر وجه نبوت به دو پيغام كرديم أَنِ اقْذِفِيهِ آنكه بيفگن موسى ع را فِي التَّابُوتِ در صندوق بعد از آنكه پنبه در وى نهاده باشى و سر آن را بقير محكم ساخته فَاقْذِفِيهِ پس بيفگن آن تابوت را فِي الْيَمِّ در درياى نيل فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ پس بايد كه بيفگند دريا صورتش امر است و معنيش خبر يعنى دريا او را مىافگند بِالسَّاحِلِ به كناره يَأْخُذْهُ تا فرا گيرد او را در ان عَدُوٌّ لِي دشمنى كه مراست وَ عَدُوٌّ لَهُ و دشمنى كه مر او راست يعنى فرعون تكرار عدو به جهت مبالغه عداوت اوست آوردهاند كه مادر موسى ع بامر الهى موسى ع را در صندوق نهاده به درياى نيل افگند و جوى از ان دريا به خانه فرعون مىرفت صندوق از ان جوى بباغ فرعون درآمد و او با زن خود آسيه بر كنار جوى بود چون صندوق پيش ايشان رسيد بگرفتند و سر باز كرده كودكى ماه روى و سياه چشم بيرون آمد بيت ماه زيبا ولى روى تو زيباتر ازوست * چشم نرگس چه كنم چشم تو رعناتر ازوست قتاده فرمود كه در چشمهاى موسى ع ملاحتى بود هر كه او را ديدى دوست داشتى آسيه و فرعون چشم او را ديدند محبّت او در دل ايشان پديد آمد چنانچه حق سبحانه مىفرمايد وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ و افگندم بر تو مَحَبَّةً دوستى كائنا مِنِّي از من يعنى تخم محبّت ترا در دلها بكاشتم تا بر تو مهربانى ورزند .